اونبار استون میگفت خسته شدم از بس که جلوی هیچچیز و هیچکس واینمیستی. الان که دارم وایمیستم چی شده مگه؟ نه دیگه. چیزی هم نمیشه بعدا. بیا بنویسم برات که در بهترین حالت ممکن قراره چَک بخوریم و پشیمون بشیم. با امضا و اثر انگشت و قول شرف و کوفت و درد و زهرمار.
برچسب:
نویسنده: پرنیا حیدریان